فهرست

گالری تصاویر

01-nabi.JPG
4-sajad.JPG
1607.jpg
1610.jpg
1607.jpg
1-yaali.JPG
6-sadegh.JPG
2-HASAN.JPG
166.jpg
01-nabi.JPG
   
شبكه مخوف موساد در لبنان چگونه منهدم شد ؟ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط etemad   
سه شنبه ، 30 تیر 1388 ، 08:21
كشف شبكه جاسوسان موساد در لبنان، ضربه مهلكي به اين رژيم به شمار مي رود و تاكنون در تاريخ اين رژيم بي سابقه است.
اشاره
مسئله جاسوسي اسرائيل در خاورميانه و كشورهاي همسايه همانند مصر، سوريه و لبنان، موضوع تازه اي نيست و تل آويو هم آنها را نفي نكرده است.
كشف شبكه جاسوسان موساد در لبنان در هفته هاي اخير، ضربه مهلكي به اين رژيم به شمار مي رود و تاكنون در تاريخ اين رژيم بي سابقه است.
اسرائيل كه شكست خفت بار در جنگ سال 2006 را هنوز هم فراموش نكرده است گرچه توانسته بود با استفاده از جاسوسان خود با علامت گذاري اهداف هوايي و پالس هاي الكترونيك اماكن و تاسيسات حزب الله را در ضاحيه و ميدان هاي نبرد شناسايي و بمباران كند، در اين اواخر با تقويت شبكه جاسوسي در لبنان قصد داشت، انتقام شكست خود را با ترور سيدحسن نصرالله و ساير رهبران ضدصهيونيستي جبران كند
.

اشاره
مسئله جاسوسي اسرائيل در خاورميانه و كشورهاي همسايه همانند مصر، سوريه و لبنان، موضوع تازه اي نيست و تل آويو هم آنها را نفي نكرده است.
كشف شبكه جاسوسان موساد در لبنان در هفته هاي اخير، ضربه مهلكي به اين رژيم به شمار مي رود و تاكنون در تاريخ اين رژيم بي سابقه است.
اسرائيل كه شكست خفت بار در جنگ سال 2006 را هنوز هم فراموش نكرده است گرچه توانسته بود با استفاده از جاسوسان خود با علامت گذاري اهداف هوايي و پالس هاي الكترونيك اماكن و تاسيسات حزب الله را در ضاحيه و ميدان هاي نبرد شناسايي و بمباران كند، در اين اواخر با تقويت شبكه جاسوسي در لبنان قصد داشت، انتقام شكست خود را با ترور سيدحسن نصرالله و ساير رهبران ضدصهيونيستي جبران كند.
اما هوشياري مقاومت و دولت لبنان باعث كشف بزرگترين شبكه جاسوسي اسرائيل در اين كشور عربي و دستگيري بسياري از جاسوسان شد.
جالب تر اينكه اسرائيل با استفاده از منابع مالي توانسته بود، مهم ترين شخصيت هاي سياسي، نظامي و فرهنگي را در لبنان به سوي شبكه جاسوسي خود جذب كند. در اين مورد مي توان به «الحميصي» يكي از فرماندهان جنگ در جنوب و از نزديكان «سعدالدين حريري» اشاره كرد كه در 61 سالگي به عنوان جاسوس توسط نيروهاي امنيتي شناسايي و دستگير شده است.
شبكه هاي سلولي
سرلشكر اشرف ريفي مديركل امنيت داخلي لبنان در مورد نحوه شناسايي و دستگيري شبكه هاي جاسوسي در اين كشور مي گويد: از مدت ها پيش ما و نيروهاي امنيتي لبنان برخي از افراد كه داراي تحركات مشكوكي بودند، را زيرنظر داشتيم و تقريباً از فعاليت جاسوسي اسرائيل در كشورمان مطمئن بوديم.
اما براي شناسايي برخي از روش هاي پيچيده و رمزگشايي، افراد ما احتياج به آموزش هاي ويژه و دستگاه هاي پيشرفته اي داشتيم، كه خوشبختانه دولت آنها را دراختيار سازمان امنيت ملي لبنان گذاشت. ماجرا از آنجا آغاز شد كه يكي از واحدهاي ضدجاسوسي لبنان متوجه گرديد، افرادي براي نفوذ در سيستم امنيتي حزب الله دست به تحركاتي زده اند.ما بلافاصله اين موضوع را به مسئولان امنيتي حزب الله منتقل كرديم و آنها نيز پس از 24 ساعت صحت گفته هاي ما را تأييد كردند و نيروهاي امنيتي لبنان در نخستين اقدام پس از 48 ساعت يك افسر بازنشسته به نام «اديب العلم» در سازمان امنيت را به اتفاق همسرش «حياه صالومي» شناسايي و بازداشت كردند.
در كنار اين موضوع نيروهاي امنيتي برادرزاده اين افسر بازنشسته كه كارمند سازمان نيز بود را دستگير كردند. سه نفر دستگير شده پس از بازداشت اعتراف كردند كه از 51 سال پيش تاكنون به نفع اسرائيل جاسوسي مي كردند. بازداشت ها ادامه يافت و از اشخاص عادي گرفته، تا فروشنده، كارمند و موبايل فروش و غيره به اتهام جاسوسي براي اسرائيل شناسايي و دستگير شدند.
سرلشكر ريفي يادآور شد: سلول هاي شبكه جاسوسي براي اسرائيل عمدتاً از يك تا سه نفر تشكيل شده بود و ما با به دست آوردن سرنخ هايي توانستيم به سرمنشأ اصلي آنها دست يابيم و يكي پس از ديگري اقدام به دستگيري جاسوسان كنيم.
اما نكته مشترك در كشف شبكه هاي جاسوسي اسرائيل در اين بود كه اكثر جاسوسان از دهه 08 ميلادي و همزمان با اشغال لبنان توسط رژيم صهيونيستي به خدمت موساد درآمده بودند.
برخي از آنها نيز طي سال هاي گذشته ازطريق، آشنايان خود جذب تشكيلات جاسوسي اسرائيل شده بودند و افراد ديگري نيز توانستند پس از لو رفتن و احساس خطر از مرز گريخته و خاك لبنان را ترك كنند.
مديركل امنيت داخلي لبنان تأكيد كرد: اين مزدوران در خارج از كشور با مأموران موساد ارتباط برقرار و برخي از آنها نيز ازطريق مرز به اسرائيل رفت و آمد مي كردند.
براي اين كار يك گشتي اسرائيلي با هماهنگي قبلي، نقطه معيني از مرز را باز و نقشه اي از مناطق مين گذاري شده براي عبور امن آنها، ارائه مي كرد.
مثلاً در يكي از اين موارد، اديب العلم به اسرائيلي ها اعلام كرد كه تحت نظر قرار دارد و در دو نامه اي كه به دست سازمان امنيت لبنان افتاد، بر اين موضوع تأكيد كرده بود اما در مقابل، طرف اسرائيلي به او اطلاع داد كه موارد اطلاع داده شده، چك شده است و هيچ خطري براي او وجود ندارد.
نكته جالب توجه ديگر در اين موضوع، رعايت پنهان كاري توسط اين جاسوس ها بود كه در مواردي حتي نزديكان آنها از فعاليت شان اطلاع نداشتند.
همچنين جاسوس ها از وسايل بسيار پيشرفته مخابراتي براي ارتباط با موساد استفاده مي كردند كه برخي از آنها در وسايل معمولي جاسازي شده بود.
علاوه بر آن درمواردي، آنها از پست الكترونيكي از طريق واسطه اي براي برقراري ارتباط با طرف هاي خود دراسرائيل سود مي بردند.
موضوع ارسال اطلاعات در دوران تجاوز اسرائيل به لبنان درسال 2006 به موساد از سوي جاسوس ها، نكته اي بود كه همه دستگيرشدگان به آن اعتراف كردند.
اما موارد درخواست شده اسرائيل از جاسوس ها يكي شناسايي اماكن محل استقرار ارتش و حزب الله و فلسطيني ها و دادن اطلاعاتي دقيق تر درمورد آن و ديگري ارائه اطلاعات درمورد شخصيت هاي لبناني و حزب الله بود.
سرلشكر ريفي درمورد نحوه جذب جاسوس هاي لبناني توسط اسرائيل مي گويد: دو موضوع روحي و مالي عمده ترين مسئله اي است كه ما در طول تحقيقات از جاسوس ها درمورد جذب شدن به اسرائيل به آن دست يافتيم، گرچه بازداشت شدگان به همه مذاهب و قوميت هاي موجود در لبنان تعلق دارند.
اما اسرائيل درمرحله اول با دادن مبالغ هنگفت آنها را جذب و پس از شكار شدن، در مقابل مبلغي كه خود مي خواست اين افراد را به كار مي-گرفت و در صورت خودداري، آنها را تهديد به رسوايي مي كردند.
پوشش هاي جاسوس
اديب العلم افسر بازنشسته سازمان امنيت لبنان مغز متفكر شبكه جاسوسي اسرائيل در لبنان بود كه با شناسايي وي بسياري از سلول هاي جاسوسي منطقه شناسايي و از هم پاشيده شد.
پس از اينكه سازمان امنيت لبنان اقدام به تاسيس بخش ويژه كشف شبكه هاي جاسوسي كرد و دراين راه ابتدا از خود دستگاه امنيتي، كار را آغاز كرد اين نتيجه حاصل شد كه بايد ابزارهاي پـيشرفته اي در دست داشت و براي شناسايي افراد مزدور نبايد به سرعت اقدام كرد، بلكه تا شناسايي كامل سلو ل هاي جاسوسي صبر و انتظار را پيشه كرد.
هدف اين بود كه شبكه هاي مزدور از سال 2009 مورد شناسايي قرار بگيرد و از اين اينجا بود كه افسربازنشسته سازمان امنيت لبنان مورد شك و سوء ظن قرارگرفت، او كسي نبود جز «اديب العلم» و همسرش «حياه صالومي» كه وقتي براي بازداشت وي به منزلش وارد شدند با وسايل پيشرفته ارتباط با ماهواره و اسناد و مدارك جعلي روبه رو شدند.
پس از بازجويي از وي و همسرش مشخص شد كه اديب العلم از سال 1994 و به هنگامي كه به عنوان سرهنگ در سازمان امنيتي لبنان فعاليت مي كرد، با اسرائيل در ارتباط بوده است.
دربازجويي هاي به عمل آمده فاش كرد كه درسال 2006 كار تامين و مراقبت از ساحل روبروي منطقه «جبيل» را براي خروج امن نيروهاي موساد كه اقدام به ترور دو برادر به اسامي «محمود و نضال المجذوب» در صيدا را كرده بودند، را به عهده داشته است.
همچنين اقدام به عكس برداري برخي از تاسيسات در لبنان و سوريه و ذخيره آنها دريك فلاسك آب كرده بود و سپس به موساد مخابره كرده بود.
او براي پوشش موجه كار خود، اقدام به تاسيس يك شركت كاريابي قلابي در منطقه «سن الفيل» كرده بود و از بين آنها بود كه تعدادي از مزدوران انتخاب و به كار گرفته شدند.
علاوه بر اين، اديب بارها به فلسطين اشغالي سفر كرده بود كه دراين سفرها كه از طريق كشورهاي اروپايي صورت مي گرفت، در برخي مواقع همسرش دركنارش قرارداشت.
با به دست آمدن اين گوهر گرانبها، زنجيره شناسايي و بازداشت جاسوسان اسرائيلي آغاز شد كه نخستين آنها، جوزف العلم برادرزاده اديب بود كه به عنوان كارمند در سازمان امنيت لبنان مشغول به كار بود و درشهرك «رميش» از سوي نيروهاي امنيتي متوقف شد.
پس ازآن «علي حسين منتش» در شهر «النبطيه» بازداشت و از او وسايل ارتباط با ماهواره به دست آمد. اين جاسوس در بازجويي هاي خود اعتراف كرد كه اطلاعات زيادي از افراد، شخصيت ها، اماكن، تاسيسات و غيره را در جنوب لبنان چه قبل از تجاوز اسراييل در سال 2006 و چه بعد از آن به دشمن صهيونيستي مخابره كرده است.
او همچنين براي طي دوره هاي تخصصي جاسوسي بارها به سرزمين هاي اشغالي سفر كرده بود و طي آن اطلاعات مهمي از «وفيق صفا» يكي از مسئولان بلندپايه امنيتي حزب الله در شهر «زيدين» را دراختيار موساد قرارداده است.
در همان روز دستگيري اين جاسوس، جاسوس ديگري به نام «محمد عوض» كه داراي اصليت فلسطيني است در «صيدا» و «روبير كفوري» در «مرجعيون» شناسايي و دستگير و به همكاري خود با اسراييل اعتراف كردند.
از اين دست مي توان به بازداشت «هيثم الحمداني» در ضاحيه جنوبي و اعتراف وي به ارسال پيام الكترونيك به دشمن صهيونيستي و عزيمت به اسراييل براي فراگرفتن آموزش هاي جاسوسي اشاره كرد كه اين شخص به عنوان يكي از دهها جاسوس به دام نيروهاي امنيتي لبنان افتاد.
«حسن ياسين» يكي ديگر از جاسوس ها با همان اتهامات در شهرك الغازيه و «حسن شهاب» نيز به همدستي وي براي ارسال اطلاعات جاسوسي نيز بازداشت گرديد.
ناصر السعدي، مصطفي سعيد (برادر زن ناصر نادر)، خالد عبدالله در شهرك «ميه ميه» و هيثم الظاهر از جاسوسان خطرناك اسراييل در لبنان بودند كه شناسايي و بازداشت شدند.
«ايلي مارون الحايك» يكي از جاسوس هاي معروف اسراييل درشهرك القليعه در حوالي 01 كيلومتري مرز لبنان با رژيم صهيونيستي است كه پس از اينكه شبكه جاسوسي درمعرض فروپاشي قرارگرفت به سرعت از سيم هاي خاردار مرز عبور و به اسراييل رفت.
ايلي كه 94 سال داشت و به كار تدريس خصوصي رياضيات مي پرداخت، فلج مادرزادي بود و با موتورسيكلت تردد مي كرد. اين معلم به خصوص به قدري در كار خود مهارت داشت كه حتي نزديكان و همسايگانش از فعاليت هاي جاسوسي او بي خبر بودند و تا هنگامي كه نيروهاي امنيتي وارد شهرك ميه ميه در شرق صيدا و پس از آن القليعه براي بازداشت او شدند، كسي متوجه جاسوسي اش نشده بود.
روبير كفوري
روبير كفوري از ديگر جاسوسان شناخته شده اسراييل بود كه نيروهاي امنيتي توانستند وي را بازداشت كنند، اين جاسوس هم به قدري در كار خود مهارت داشت كه حتي خانواده وي از فعاليتش تا هنگام دستگيري اظهار بي اطلاعي كردند.
وي به مدت 81 سال به كار جاسوسي براي موساد مشغول بود و اطلاعات مهم نظامي منطقه را به آنها ارسال مي كرد، به طوري كه در تجاوز سال 2006 رژيم صهيونيستي تمام ساختمان هاي منطقه محل سكونت وي تخريب شد، اما منزل دو طبقه وي از هرگونه تعرضي در امان ماند.
همسر وي مي گويد: روبير هيچگونه ارتباطي با كسي يا چيزي كه متعلق به اسراييل باشد، ندارد و ما اتهام وي را تاييد نمي كنيم.
اما يكي از همسايگان آنها به نام «حاجيه نهي حمود» (66 ساله) كه ساكن منطقه محل سكونت روبير به نام «حي العريض» است مي گويد: اگر حاسوس گناهي مرتكب شده باشد، خداوند او را مجازات خواهد كرد و اگر بي گناه باشد، مطمئنا صدمه اي به او وارد نخواهدشد.
يك همسايه ديگر روبيه نيز گفت: دو نفر در محل ما شهيد شدند، خانه ام ويران و فرزندم مجروح شد و زندگي ام با عزيمت همسرم به بيروت به علت تخريب مدرسه به طور كلي دگرگون شد و فقط ما هفته اي يك بار همديگر را ملاقات مي كنيم.
روبير كفوري را در اين مورد مقصر مي دانم، چرا كه او باعث شده بود كه با ارسال مشخصات منطقه، اسرائيلي ها منزل مرا مورد تعرض و ويراني قرار دهند و زندگي ام از هم پاشيده شود.
وي ادامه مي دهد: شايد در دوران اشغال او مجبور به همكاري با اسرائيل بود، اما اين همكاري تا كجا بايد ادامه داشته باشد و آيا پس از بيرون راندن دشمن، بايد به اين همكاري ادامه مي داد و اين غير منطقي است.
جاسوس اسرائيلي: توسط نامزدم جاسوس شدم
«ناصرنادر» يكي ديگر از جاسوسان بسيار خطرناك اسرائيل در جنوب لبنان بود كه توسط نيروهاي امنيتي شناسايي و دستگير شد.
وي كه در شهرك «الغندوريه» در منطقه «بنت جبيل» ساكن بود، در حالي كه تجهيزات بسيار پيشرفته اي براي ارسال اخبار، تصاوير و شناسايي اهداف مورد نظر اسرائيل در اختيار داشت توسط نيروهاي امنيتي لبنان شناسايي و دستگير شد.
اين جاسوس پس از دستگيري، اعتراف كرد كه وظيفه شناسايي رهبران مقاومت لبنان را از سوي موساد به عهده داشته است و در اين راستا، اطلاعات بسيار مهمي در مورد تردد آنها در منطقه جنوب و به خصوص شهرك الغندوريه در اختيار اسرائيل قرار داده است.
مضاف بر اينكه اين جاسوس اسرائيلي اقدام به شناسائي دقيق برخي از اهداف حزب الله در منطقه ضاحيه جنوب بيروت كرده بود.
وي همچنين جزئيات بسيار دقيقي از تاسيسات حزب الله، فعاليت هاي مراكز مقاومت و محل سكونت فرماندهان حزب الله و رفت وآمدهاي ساير افراد برجسته در جنوب لبنان را در اختيار موساد قرار داده بود.
«سرلشكر اشرف ريفي» رئيس بخش امنيت داخلي لبنان در اين مورد گفت: ناصرنادر، از جاسوسان تازه كار و بي تجربه اسرائيلي در لبنان نيست، بلكه وي آموزش هاي بسيار پيچيده و حرفه اي را طي كرده و داراي تجربه فراواني در زمينه جاسوسي براي موساد است.
به گفته اين سرلشكر لبناني ناصرنادر در سال 2003 توسط نامزدش كه در منطقه «جل الديب» بازداشت شده است به عضويت موساد درآمد و پيش از بازداشت نيز به همراه نامزدش سه بار از طريق نوار مرزي و منطقه هنگاريا به اسرائيل سفر كرده بود.
ريفي تاكيد كرد: هدف ما، تنها بازداشت يك يا چند عامل جاسوسي براي اسرائيل نيست، بلكه ما به دنبال نابود كردن شبكه زيربنايي جاسوسي اسرائيل در لبنان هستيم و تا حدود زيادي نيز در اين كار موفق شديم، هر چند كه اين شبكه پيچيده است، اما با ضربات وارد شده به آن چندين سال طول خواهد كشيد كه دوباره رژيم صهيونيستي و موساد بتواند آن را ترميم كند.
منابع امنيتي لبنان در مورد ناصر نادر فاش كردند كه همكاري وي بااسرائيل به سال 1997 بر مي گردد و برخلاف شايعات كه گفته مي شود از سال 2006 همكاري خود را با موساد، آغاز كرده است وي از سال ها قبل در حالي كه مسئول يكي از محورهاي مقاومت در بيروت بود، جذب موساد شد. ناصر نادر پيش از جاسوسي، وارد يكي از احزاب منطقه شده بود و به رتبه فرماندهي نظامي در آن نائل شد، اما بعداً به دليل مسائل امنيتي و اخلاقي كنار زده شد.
وي در هنگام فعاليت حزبي، از اختلافات حزبش با حزب الله استفاده و نيروهاي زيردست خود را تحريك كرد كه از اماكن، تاسيسات و شخصيت هاي مقاومت در ناحيه «الضاحيه» اطلاعات و فيلم و عكس تهيه كنند، تا پس از آن بتواند با عمليات برق آسا حزب الله را از ضاحيه بيرون كند، در حالي كه او اين اطلاعات را بي كم و كاست به اسرائيل مخابره مي كرد. در همان موقع روابط نزديكي را با يكي از اعضاي كادر مركزي حزب برقرار كرد تا پوشش مناسبي براي فعاليت هاي جاسوسي وي در منطقه ضاحيه جنوبي باشد.
ناصر نادر علاوه بر آن اقدام به راه اندازي فروشگاهي براي فروش تلفن ثابت و موبايل و نمايشگاه اتومبيل در «جل الديب» كرد و سالانه حداقل چهاربار به برخي كشورها سفر مي كرد كه عمده ترين آنها، كشور آلمان بود.
ناصر نادر در امر اداره كردن خانه هاي فساد در منطقه نيز دست داشت.
اما در مورد فعاليت جاسوسي وي بايد گفت: اطلاعات به دست آمده ثابت مي كند كه تاكنون وي حداقل در شهادت دو نفر از نيروهاي مقاومت قبل از خروج نيروهاي اشغالگر دست داشته است و با ارسال اطلاعات باعث شده بود كه آنها در كمين دشمن صهيونيستي گرفتار و به شهادت برسند. همچنين وي نقش اصلي را در عمليات ترور يكي از رهبران مقاومت به نام «غالب عوالي» در ضاحيه را با انجام تعقيب و مراقبت كه در نهايت به شهادت وي منجر شد را به عهده داشته است.
در اين راستا نيز تاكنون، نقش بارز وي در تخريب 50 ساختمان در ضاحيه جنوبي بيروت كه به شهادت حداقل 05 لبناني منجر شد و صدمه به ده ها مراكز حزب الله از طريق ارسال تصاوير و موقعيت آنها به اثبات رسيده است.
او حتي به حزب سابق خود رحم نكرده بود و با ارسال تصاوير و موقعيت دقيق تاسيسات آن به اسرائيل موجب صدمه فراواني شده بود.
منابع امنيتي لبنان به روزنامه السفير گفتند: پس از اينكه وي را از طريق تلفن پيگيري و بازداشت كردند، از خانه ناصر نادر ابزار وادوات جاسوسي كامپيوتر پيشرفته كشف كردند كه از طريق آن به راحتي با ماهواره هاي جاسوسي ارتباط برقرار مي كرد.
از خدمت تا خيانت
نيروهاي امنيتي لبنان براساس دستورالعمل صادره از سوي دولت، در يك عمليات مخفيانه ضدجاسوسي اعضاي دو شبكه بزرگ جاسوسي را در «بقاع الاوسط» و «ضاحيه» و جنوب لبنان را كه در حال فعاليت گسترده بودند شناسايي و دستگير كردند.
روزنامه «الاخبار» چاپ لبنان در تشريح دستگيري يكي از شناخته ترين چهره هاي منطقه بقاع به نام «زيادالحمصي» كه معاون شهرداري شهرك «سعد نايل» و از برجسته ترين اعضاي حزب المستقبل (سعد الدين حريري) بود نوشت: شهرك سعدنايل از ضربه اي كه در تاريخ سياسي و اجتماعي آن بي سابقه است هنوز رهايي نيافته، چراكه زيادالحمصي رهبر آن در طول ربع قرن اخير جاسوس اسرائيل از آب درآمده است.
الاخبار نوشت: چگونه مي شود اين موضوع را باور كرد كه الحمصي كه از جواني در جبهه هاي مختلف عليه اسرائيل جنگيده است ناگهان جاسوس از كار درآيد؟ زيادالحمصي كسي بود كه از لحاظ فكري، فرهنگي، شخصيت اجتماعي و مطبوعاتي وزنه اي در منطقه بقاع به شمار مي رفت، او افتخار شهرك سعدنايل كه به مبارزه با اسرائيل مشهور است، محسوب مي شود. اين پيرمرد 16ساله بقاع را به گذرگاهي براي انقلابيون و حمايت از مبارزان و مجاهدان ضداسرائيلي تبديل كرده بود، كه مي توان از اين دست ياسرعرفات، جرج حبش، نايف حواتمه، جرج حاوي، محسن ابراهيم، مصطفي سعد و وليد جنبلاط به عنوان رهبران فلسطيني و لبناني ياد كرد كه الحمصي، قبل از سقوط خود به دام اسرائيل، در كنار آنها به مبارزه با رژيم صهيونيستي مشغول بود. با وجود اين، هنوز هم كسي به درستي نمي داند كه چگونه زيادالحمصي با اين سوابق روشن در دام اسرائيل گرفتار شد. اما آنچه كه در آن منطقه (سعد نايل و بقاع) هنوز مطرح است، اين است كه زيادالحمصي به جرم جاسوسي براي اسرائيل پس از سال ها مبارزه با رژيم صهيونيستي وپشت كردن به تاريخ مبارزاتي لبنان، شهدا و رزمندگاني كه در كنار او در «جبل الشيخ» ، «العرقوب»، «بقاع غربي»، «اوديته» بازداشت شده است.
اما جالب اينكه، جريان المستقبل پس از اين موضوع در واكنشي شتاب زده قبل از اينكه زيادالحمصي توسط نيروهاي امنيتي دستگير شود از او اعلام برائت كرد. اما باوجود آن در مطقه شايع شده بود كه مالك مجله «الاراده» از بازداشت آزاد و در كنار مدير امنيت داخلي لبنان با اسكورت از وزارت دفاع رهسپار بقاع است.
اين خبر كه به سرعت در منطقه منتشر شده بود شادي وسرور مردم را درپي داشت به طوري كه ساكنان منطقه با شليك هاي پي درپي هوايي، خرسندي خودرا از اين موضوع نشان دادند،اما اين فقط شايعه اي بيش نبود و قهرمان آنها به جرم جاسوسي براي اسرائيل بايد مدت ها در بازداشت بماند.
جريان المستقبل هم كه قافيه را باخته بود، دست به دامن رهبران مذهبي منطقه ازجمله ائمه جماعات شهرك هاي «المرج»، «قب الياس» «تعلبابا» و «مجدل عنجر» زد و آنها ازطريق بلندگوهاي مساجد، شايعه آزادي الحمصي را تكذيب و مردم را به آرامش دعوت كردند.
به رغم اينكه جريان المستقبل هرگونه ارتباط با زيادالحمصي را رد كرده بود، اما اهالي منطقه به خوبي مي دانستند كه وي يكي از چهره هاي سرشناس آن در منطقه بقاع حداقل از سال 2005 مسئوليت تبليغات انتخاباتي المستقبل را برعهده گرفته بوده است. اما اصرار المستقبل براي عدم وابستگي الحمصي به آن به اين دليل بود كه او دست به اقدامي سياسي و امنيتي زده بود كه هيچكس توانايي حمايت يا رهايي او را از آن نداشت.
اما پيش از اينكه الحمصي دستگير و خبر آن منتشر شود، از فواد سينيوره نخست وزير قبلي لبنان گرفته تا نزديك ترين افراد به سعدالدين حريري، تماس هايي را با مسئولان رده بالاي تشكيلات امنيتي و ارتش براي اطلاع از چگونگي اتهام وي برقرار كرده بودند و پس از آنكه اداره اطلاعات ارتش اتهام همكاري الحمصي با موساد را تاييد كرد، جناح المستقبل هرگونه وابستگي سياسي با وي را با صدور بيانيه اي به شدت رد كرد.
دستگيري زيادالحمصي كه به طور ناگهاني صورت گرفت؛ به اين شكل بود كه يك خودرو متعلق به اداره اطلاعات ارتش سحرگاه مقابل منزل وي توقف و مأموران او را بازداشت كردند.
مأموران امنيتي همچنين كامپيوتر و دوربين ها، اسناد و مدارك وتعدادي از وسايل الكترونيكي منزل وي را با خود بردند.
ساكنان محل كه متوجه اين موضوع شده بودند، به سرعت مقابل منزل وي تجمع و تعداد زيادي نيز از طرفداران جناح المستقبل اقدام به بستن جاده زحله- شتوره و برپايي چادرهايي براي همبستگي با الحمصي و چاپ تصاويري از وي با شعار نجيب ترين افراد در منطقه كردند.
اما بعد از اين موضوع و مداخله جريان المستقبل جاده زحله- شتوره بازگشايي و نمادهاي همبستگي با الحمصي از منطقه برچيده شد.
زيادالحمصي در طول تحقيقات به اين موضوع اعتراف كرد كه پس از تجاوز رژيم صهيونيستي به لبنان درسال2006، اسراييلي ها با او ارتباط برقرار كرده بودند بدون اينكه در ابتدا چهره واقعي خود را فاش كنند.
آنها از او خواسته بودند كه براي گفت وگو درباره امور تجاري به تايلند سفر كند و در آنجا بود كه به او اعلام كردند براي موساد كار مي كنند و خواستار همكاري وي درمقابل دريافت مبالغ مالي هنگفتي شدند.
پس از بازگشت به لبنان، الحمصي مبالغي از سوي اسراييلي ها دريافت كرد و با آن توانست مجله «الاراده» را كه در مالكيت وي بود به صورت منظم منتشر كند.
اما يكي از مهمترين مأموريت هايي كه به وي داده شده بود، اين بود كه اطلاعاتي در مورد سه سرباز مفقود اسراييلي در نبرد «سلطان يعقوب» كه خود در سال 1982 در آن حاضر بود، به دست بياورد.
وي تحت پوشش چاپ كتابي درمورد اين نبرد، به جمع آوري اطلاعات و مداركي از طريق مصاحبه با مردم منطقه، همرزمان و تحقيقات اوليه مبادرت كرد.
همچنين به گفته يك مسئول امنيتي لبنان، زياد الحمصي دو هفته قبل از دستگيري اش، وسايل ارتباطي پيشرفته اي كه اسرائيلي ها به او داده بودند، را در منطقه اي دورتر ازمحل سكونت خود، رها كرد تا از شر اين تجهيزات رها شود، هرچند كه پس از اين موضوع، مسئولان امنيتي نتوانستند اين تجهيزات را به دست آورند.
به گفته الحمصي يكي از وسايل ارتباطي با اسرائيلي ها، رايانه وي بود كه در دفتر كارش در شتوره قرار داشت كه نيروهاي امنيتي اقدام به جمع آوري و ضبط آن كردند.
يك منبع بلند پايه امنيتي لبنان گفت: الحمصي در طول دوسال گذشته سفرهاي زيادي به خارج از كشور داشته است كه از جمله آنها مي توان به سفر وي به قطر، اردن، مصر، سودان اشاره كرد. اين سفرها پس از آن صورت گرفت كه وي قبل از آن و پس از برقراري ارتباط با اسرائيلي ها سفرهايي به چين، تايلند و نيوزيلند انجام داده بود.
اين منبع امنيتي سفرهاي الحمصي به اين كشورها را تحت پوشش عضو بلندپايه كميته هاي انقلابي كه از سال 1988 به عضويت آن درآمده بود را رد كرد. اين درحالي است كه اين جاسوس (زيادالحمصي) پس از خاموش شدن ستاره «سازمان ارتش عربي لبنان» كه از سوي «احمد الخطيب» رهبري مي شد، درسال 1977 پس از اختلاف با الصاعقه به آن پيوسته بود.
زياد الحمصي درسال 1969 پس از اينكه تجربه سياسي فكري پان عربيسم دچار تشتت و تفرقه و طرفداران آن به گروه ها، احزاب و سازمان هاي مختلفي تجزيه شدند به بخش امنيتي سازمان «الصاعقه» پيوست.
او در دفتر اين سازمان، مسئوليت انتشار يك نشريه داخلي با نام «الطلائع» را درلبنان به عهده گرفت، و از اين طريق روابط بسيار محكم و دوستانه اي را با رهبر آن «زهير محسن» برقرار كرد.
پيش از آن نيز الحمصي درسال 1975 به دليل اقدام براي ربودن يك قطار حامل مهاجران يهودي شوروي سابق درهلند به اتفاق تعدادي از همرزمانش دستگير و يك سال زنداني شد.
او پس از آزادي به لبنان بازگشت و به ارتش احمد الخطيب پيوست و مسئوليت اداره منطقه بقاع و مسائل امنيتي و نظامي را به عهده گرفت.
زياد الحمصي درنبردهاي رودروي بسياري با دشمن صهيونيستي در منطقه العرقوب در سال 1969 شركت كرد و در همان مكان با ياسر عرفات آشنا شد.
وي سپس در جنگ «تشرين» در سال 1973 در «جبل شيخ غربي در منطقه «شبعا» در كنار ارتش سوريه عليه ارتش اسرائيل جنگيد و قبل از آن نيز وارد دانشكده «فيسترل» در اتحاد جماهير شوروي سابق به عنوان يك فرمانده نظامي شده بود.
او به عنوان يك رزمنده فعال در زمان اشغال لبنان توسط ارتش رژيم صهيونيستي در سال 1978 در كنار ارتش عربي لبنان با عنوان نيروهاي مشترك لبناني- فلسطيني عليه اسرائيلي ها جنگيد، كه اين نبردها به «بيادرالعدس» يا «سلطان يعقوب» مشهور شد.
زيادالحمصي، خاطرات خود را از اين نبردها با نصب تصاويري از جبهه ها بر روي ديوار منزلش در شهرك سعدنايل در كنار شخصيت هايي همانند ياسر عرفات ثبت كرد، كه عكس هايي از جمال عبدالناصر و چه گوارا نيز در كنار آنها به چشم مي خورد.
منابع امنيتي لبنان معتقدند نبرد بيادرالعدس (سلطان يعقوب) كه الحمصي در آن شركت داشت، كليد اسرائيلي ها براي به خدمت گرفتن وي بوده، چرا كه اسرائيلي ها هيچ دري را به صدا در نمي آورند، مگر اينكه در جستجوي سربازان مفقود خود باشند.
زياد الحمصي همچنين داراي پرونده اي مملو از بازداشت و دستگيري هاي مختلف بود. مثلا تشكيلات امنيتي سوريه پس از سرنگوني دولت نخست «عمر لكرامي» نخست وزير سابق لبنان در سال 1992 وي را به جرم يورش به منزل «الياس هراوي» (رئيس جمهور وقت لبنان) در منطقه زحله بازداشت كردند.
پس از آن در سال 1994 به جرم حمل تصوير بزرگي از جمال عبدالناصر در جريان يك جشنواره ورزشي با همين نام در منطقه بقاع غربي دستگير و به زندان «حضرت يوسف» منتقل شد. او مجددا در سال 1998 بازداشت و در بخش فلسطيني در دمشق زنداني شد.
در همان موقع رايزني هايي براي كاستن از اعتراضات وي به خاطر حضور سوريه در لبنان از سوي برخي طرف هاي سياسي به عمل آمد، اما مفيد واقع نشد و الحمصي در سال 1998 توانست با تهيه و تدوين لايحه اي به مقابله با لايحه ديگري كه از سوي سوريه حمايت مي شد، براي عضويت در شوراي شهر سعدنايل مقابله كند و به عنوان شهردار در آنجا به پيروزي برسد.
وي همچنين در سال 2004 نيز توانست اين مسئوليت را حفظ كند و پس از آن به عنوان معاون شهردار به فعاليت هاي فرهنگي، مطبوعاتي و سياسي تا زمان دستگيري در منطقه روي آورده بود.
اما اعترافات الحمصي به جاسوسي براي اسرائيل به اين سادگي نبود و روزنامه السفير چاپ بيروت در مورد نحوه اعترافات او نوشت: پس از اينكه ماموران امنيتي اسناد و مدارك دقيقي از ملاقات هاي وي با ماموران موساد در چين و تايلند به وي نشان دادند به ناگهان شاكله او فرو ريخت و به اتهامات وارده اعتراف كرد.
به نوشته السفير، زيادالحمصي از يك سال پيش تا زمان دستگيري از سوي بخش ضدجاسوسي ارتش لبنان زيرنظر قرار داشت تا اينكه مدارك و مستندات كافي براي دستگيري وي فراهم شد.
پس از آن يك تيم امنيتي سحرگاه، منزل وي در شهرك سعد نايل را محاصره و بعد از اطمينان از حضور در آنجا، اقدام به دستگيري وي كردند.
منابع امنيتي لبنان به السفير گفتند كه موساد از سال هاي گذشته در پي به خدمت گرفتن الحمصي بود، اما وابستگي وي به نيروهاي مقاومت و داشتن سابقه مبارزاتي طولاني عليه اسرائيل، باعث ياس و نااميدي موساد نشد و براي فرصت مناسب به كمين نشست. اين فرصت زماني به دست آمد كه الحمصي دچار بحران مالي براي انتشار مجله الاراده شد و در اين هنگام بود كه موساد وارد عمل شد و اقدام به كمك هاي مالي به وي درعوض همكاري با اسرائيل كرد.
گذشته از اين خود الحمصي سال ها قبل در مقاله اي با عنوان «چه چيزي باعث جاسوسي هموطنان براي اسرائيل مي شود،» به اين موضوع پرداخته بود.
اما تفاوت الحمصي با ديگر جاسوسان اسرائيلي در لبنان در اين بود كه وي از جايگاه و منزلت ويژه و امكانات بالقوه اي در منطقه برخوردار بود كه دست او را براي جامه عمل پوشاندن به اهداف دشمن باز مي گذاشت.
به گفته منابع امنيتي، ماموريت الحمصي از ساير جاسوسان در لبنان خطرناك تر بود، چرا كه اگر دستگيري وي به درازا مي كشيد، اطلاعات بسياري را در مورد حزب الله و ساير اهداف موردنظر اسرائيل در لبنان به دشمن ارائه مي كرد.
هدف اصلي جاسوس ها
روزنامه لبناني السفير نوشت: اسرائيل تلاش كرده بود از طريق يكي از جاسوسان خود در لبنان كه اكنون بازداشت شده است، به سيدحسن نصرالله دبيركل حزب الله نزديك شود.
به نوشته اين روزنامه لبناني، زياد الحمصي جاسوس بازداشت شده اعتراف كرد كه از يك سال پيش دستور روشني از دستگاه جاسوسي اسرائيل (موساد) دريافت كرد، مبني بر اينكه به گروه سياسي 8 مارس به ويژه حزب الله نزديك شود. به نوشته السفير، حمصي از طريق يكي از دوستانش، پيامي را به يكي از سران حزب الله رساند تا به نصرالله منتقل شود و طي آن تاكيد كرد بر راه مقاومت پايبند است و حاضر است تا شهادت پيش برود؟!
پس از مدتي حمصي به دستور اسرائيل، درخواست، ديدار با نصرالله را مطرح كرد و قرار بود در صورت تعيين زمان ديدار، آن را به اسرائيل اطلاع دهد تا رژيم صهيونيستي با پيگيري مسير انتقال حمصي از شهرك سعد نايل، در شرق لبنان به حومه جنوبي بيروت، مكان نصرالله را شناسايي كند.
فردي كه حمصي از وي خواسته بود، ديدار با نصرالله را ترتيب دهد، پاسخي به وي نداد و اين احتمال وجود دارد كه از همان زمان، حزب الله، حمصي را زيرنظر داشته تا زماني كه ارتباط وي با موساد فاش و وي بازداشت شد.
در همين رابطه، روزنامه الاخبار به نقل از منابع امنيتي لبنان نوشت: فناوري بسيار پيشرفته به كشف شبكه هاي جاسوسي اسرائيل در لبنان و بازداشت اعضاي آن منجر شد.
به نوشته اين روزنامه، برخي ابزارهاي فناوري پيشرفته با كمك مالي يكي از كشورهاي عربي خريداري شده بود.
اعدام جاسوسان
سيدحسن نصرالله دبيركل حزب الله با افشاي شبكه هاي جاسوسي از سوي دولت لبنان، خواستار مجازات اعدام براي آنها شد.
دبيركل حزب الله ضمن قدرداني از تلاش هاي نيروهاي امنيتي لبنان در شناسايي اين شبكه ها، اظهار داشت: ارتباط جاسوس هاي رژيم صهيونيستي بايد از هر منطقه و خانه اي در لبنان قطع شود.
وي مجازات اعدام براي جاسوسان را مورد تاكيد قرار داد و گفت: جاسوس ها فقط براي جمع آوري اطلاعات براي رژيم صهيونيستي فعاليت نمي كردند، بلكه عاملان اجرايي نيز محسوب مي شدند، به طوري كه در منزل يكي از آنها 02 كيلو مواد «تي ان تي» كشف و ضبط شده است.
سيدحسن نصرالله خطاب به جاسوس ها گفت: شما هيچ ارزشي براي صهيونيست ها نداريد و من به شما مي گويم كه هرچه زودتر پيش از اينكه فرصت را از دست دهيد به آغوش ميهن بازگرديد.
دلايل ناكامي موساد
پس از كشف و دستگيري اعضاي شبكه هاي جاسوسي اسرائيل، رژيم صهيونيستي و موساد در بهت و حيرت عجيبي، تلاش كردند كه دلايل آن را به دست آورند.
روزنامه يديعوت آحارونوت در همان زمان نوشت: بايد كميته اي تشكيل تا مشخص شود كه چرا دستگاه هاي اطلاعاتي اسرائيل در لبنان ناكام مانده و شبكه هاي جاسوسي اسرائيل به شكل گسترده اي لو رفته است.
روزنامه صهيونيستي هاآرتص نيز تلاش كرد تا سبب احتمالي سقوط و فروپاشي شبكه هاي جاسوسي اسرائيل را مورد بررسي قرار دهد، چرا كه به نوشته اين روزنامه، فضايي از عصبانيت، محافل اسرائيل را به دليل شكست تشكيلات موساد، فرا گرفته است.
هاآرتص اين پرسش را مطرح كرد كه آيا باور كردني است كه افراد شبكه هاي جاسوسي يكديگر را بشناسند تا با شناسايي يكي از افراد اين شبكه، بقيه نيز در خطر قرار گيرند و آيا نبايد اصل بر محرمانه بودن كار اين افراد باشد؟!
اين روزنامه در مقاله اي متذكر شد: آيا همه مزدوران رمز مشابهي براي تماس داشتند كه ماموران امنيتي لبنان با شناسايي آن رمز، بقيه مزدوران را شناسايي كردند و آيا مزدوران اسرائيل از دستگاه واحدي استفاده مي كردند كه به شناسايي همه آنها منجر شده است.
هاآرتص يادآور شد: اين سؤال مطرح است كه آيا مزدوران از دستگاه هاي «تماس موجي» استفاده مي كردند در حالي كه در زمان كنوني همه چيز را مي توان از طريق پست الكترونيك ارسال كرد و چرا بايد مزدوران از شيوه هاي قديمي استفاده كرده باشند؟
اين روزنامه خطاب به مسئولان امنيتي اسرائيل نوشت: چرا مسئولان امنيتي اسرائيل پس از آنكه نخستين شبكه موساد در سال 2005 شناسايي و كشف شد، براي نجات بقيه شبكه هاي جاسوسي اقدام نكرد؟
هاآرتص از مسئولان امنيتي اسرائيل خواست، تا به اين پرسش ها پاسخ دهند و مسئوليت و اهمال خود كه به شناسايي اين شبكه ها منجر شد را پذيرفته و درصدد رفع نواقص برآيند!
اين روزنامه اسرائيلي در اوج نااميدي يكي از دلايل ناكامي موساد را اين گونه عنوان مي كند كه دستگيري شبكه هاي اسرائيلي در لبنان، ميزان تداخل و برخورد دستگاه هاي امنيتي و فعال اسرائيل (موساد، سازمان اطلاعات و امنيت خارجي، سازمان حفاظت و اطلاعات ارتش اسرائيل و شاباك) با يكديگر را نشان داد.
جاسوسان ديگر
همچنانكه رسانه هاي خبري جهان در روزهاي اخير، اخبار ديگري از ادامه دستگيري جاسوسان اسرائيلي در لبنان مخابره مي كنند، به نظر مي رسد اين قصه سر دراز دارد. در اينجا به برخي از نام جاسوس ها اشاره مي شود كه در دام نيروهاي امنيتي لبنان گرفتار شدند.
«هيثم السحمراني» از نيروهاي امنيتي لبنان كه از طريق خواهرزنش كه مقيم اسرائيل است به جاسوسي براي موساد اقدام كرد.
«حنا القزي (24 ساله)»، كميل رزق (34 ساله) كه هر دوي آنها توانستند از فرصت استفاده و به اسرائيل فرار كنند.
 

آمار سایت


بازدید امروز :585
بازدید دیروز :946
بازدید این ماه :9309
بازدید کل :668379

آمــــــــــــــار