|
بیانات در ديدار جمعى از مسئولان نظام جمهورى اسلامى |
|
|
|
|
نوشته شده توسط ehsan
|
|
دوشنبه ، 23 فروردين 1389 ، 08:42 |
|
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم لازم است در درجهى اول عيد را بههمهى برادران و خواهران تبريك عرض كنيم. با اينكه از عيد خيلى گذشته - پانزدهشانزده روز - ليكن عيد نوروز در واقع عيد بهار است و فارغ از تعطيلات رسمى و رسوماتو اين چيزها، ايام عيد در واقع ادامه دارد. اميدواريم انشاءاللَّه سال جديد برهمهى ملت ايران، بخصوص بر خدمتگزاران مردم در دستگاههاى مختلف و در قواى سهگانه،سال مباركى باشد. مبارك بودن سال هم به اين است كه خداى متعال به وسيلهى شما،بركات خودش را در اين كشور، در اين مرز و بوم، به اين مردم خوب و مؤمن برساند. البته اين، تلاشِ هدفدار و پرانگيزه از سوى من و شما را ميطلبد. تلاش كنيم،انشاءاللَّه وجودمان را براى مردم نافع كنيم.
از لحظه لحظهى روزهاى مسئوليت منو شما سؤال خواهد شد. از همه سؤال خواهد شد؛ منتها آن كسى كه بار سنگينى بر دوششنيست، مثل آن كسى است كه مال زيادى ندارد؛ از او حساب بخواهند، سرانگشتى يك چند قلمبيان خواهد كرد، خلاص خواهد شد. آن كسى كه مالِ زياد دارد، اندوختهاى دارد،رشتههاى گوناگون درآمدى دارد، طبعاً اگر از او حساب بخواهند، با يك كلمه و دوكلمه، اين حساب تمام نميشود. اگر طرف حساب، دقيق باشد و بخواهد مو را از ماست بكشدو بخواهد سختگيرى كند، بخواهد با عدالت رفتار كند، طبعاً خيلى مشكل خواهد شد؛ قدمبه قدم اين را بايست جواب داد: اين پول را از اينجا به دست آورديم، اينجا خرجكرديم، به اين دليل به دست آورديم، به اين دليل خرج كرديم. مسئوليت هم همين جوراست. حالا الحمدللَّه شماها علىالظاهر افراد مالدار و پولدار و ثروتمندى نيستيد - انشاءاللَّه كه نباشيد - ليكن سنگينى مسئوليت شما از سنگينى آن مال بيشتر است. ازما سؤال ميكنند: در فلان قضيه، شما مسئوليتتان چه بود؟ جزئيات مسئوليت را بايدبدانيد. اگر ندانيم، سؤال ميكنند كه چرا نميدانستى مسئوليتت اين است؟ چطور غفلتكردى؟ وقتى كه بدانيم، ميگويند حالا اين مسئوليت را چطور ادا كرديد؟ طول ميكشد تاشرح بدهيم، تا بيان كنيم، تا عذر بياوريم. و همه بدهكاريم. همهى بشريت، همهىخلق عالم، در مقابل محاسبهى الهى بدهكارند. هيچ كس نميتواند بگويد من ميزان اعمالمبه قدر كفاف پاسخگوست؛ انبياء هم نميتوانند بگويند؛ لذا استغفار ميكنند. انبياء واولياء هم تا لحظهى آخر استغفار ميكنند، طلب مغفرت ميكنند. امام سجاد در دعاميفرمايد: «و عدلك مهلكى»؛ عدالت تو، پدر من را در مىآورد. لذا عرض ميكنيم: «عاملنا بفضلك». اگر بحث عدالت پيش بيايد و بخواهند مو را از ماست بكشند، و اگر دركارهايمان دقت كنيم، واويلاست. بايد از خداى متعال فضل او را بخواهيم، اغماض او رابخواهيم، گذشت او را بخواهيم. البته يك حرف هست كه آن را ميشود در پيشگاه خداىمتعال عرضه كرد؛ و آن اين است كه من به قدر توانِ خودم تلاش كردم. اگر بتوانيم اينرا بگوئيم، خوب است. به قدرى كه ميفهميدم، به قدرى كه ميتوانستم و ميدانستم، تلاشكردم؛ ديگر حالا كم و زياد و نقص و مشكل و كمبود و اينهايش را عفو كن؛ اينجورىميشود. پس بايد همتمان را بگماريم به اينكه از همهى نيرو و توان و استعداد و ظرفيتاستفاده كنيم. البته هر انسانى ضعفى دارد، مشكلى دارد، كمبودى دارد؛ اينها را هم بهخدا محول كنيم؛ ليكن تلاش خودمان را بكنيم، از ظرفيت كم نگذاريم. حالا ما عرضكرديم: همت مضاعف، كار مضاعف. اين مضاعف فقط به معناى دو برابر نيست. اگر همت كنيد،بكنيد ده برابر، جا دارد. آنچه كه خيلى مهم است، ظرفيتهاى موجود در جامعه است. مادر همهى زمينهها مثل يك معدنِ استخراج نشده يا نيمه استخراج شده هستيم. اهل فن ومتخصصين و كارشناسان در همهى زمينهها - مثل زمينههاى اقتصادى، زمينههاى فنى،زمينههاى علمى - به ما ميگويند ظرفيتهاى كشور، ظرفيتهاى بىنظيرى است. دوستانى كهاهل هر رشتهاى، هر بخشى از كارهاى مهم جامعه هستند و با مسائل آشنايند، آنها دربخش خودشان وقتى گزارش ميدهند، وقتى مقايسه ميكنند، وقتى ما را، ملتمان را، كشورمانرا با خيلى كشورهاى ديگر تطبيق ميكنند، ما را به اين نتيجه ميرسانند كه ظرفيتهاى ماخيلى زياد است. در زمينهى اقتصادى، ظرفيت كشور خيلى بالاست. در زمينهى علمى،ظرفيت كشور واقعاً حيرتآور است. يك مقدار كه انسان حركت را سريعتر ميكند، جدىترميكند، فشارى وارد مىآيد و اصرارى صورت ميگيرد، انسان مىبيند ناگهان همين طورگلهائى است كه در اين باغ ميشكفد؛ نهالهائى است كه در اين بوستان ميبالد، كه انسانهيچ تصورش را نميكرد و گمانش را نداشت؛ اما مىبينيم شد و ميشود. در بخشهاىمختلف فرهنگى هم وقتى انسان نگاه ميكند، مىبيند آمادگىها زياد، استعدادها جوشان،نفرات بااستعداد و فراوان است. در زمينههاى فناورى هم انسان مىبيند حركت ممكن دركشور، خيلى عظيم و دهشتانگيز است. كارهاى بزرگى ميشود انجام داد. اينها ظرفيتهاىكشور است. حالا اين ظرفيتها در بخشهاى مختلف دست من و شماست. اگر چنانچه اينظرفيتها را نشناسيم، كوتاهى كرديم؛ اگر بشناسيم و براى به كارگيرى اين ظرفيتها همتنكنيم، كوتاهى كرديم؛ اگر به يك حد متوسطى قانع بشويم، كوتاهى كرديم. بايد به سمتقله حركت كنيم. درست مثل ورزشكارى كه استعداد بدنى دارد، قوارهى اندامى او قوارهىمناسبى است، امكانات ورزشى هم جلويش هست؛ او ديگر نميتواند بگويد من هر روزى نيمساعت، بيست دقيقه نرمش ميكنم؛ او بايد برود به سمت قهرمانى؛ قله را بايد در نظربگيرد. در كارهاى اخروى هم همين جور است، در كارهاى معنوى هم همين جور است، درحركت توحيدى هم همين جور است؛ به كم نبايد قانع شد. در طلب ثواب الهى هم همين جوراست؛ به كم نبايد قانع شد. خوب، اگر ما اين همت بلند را به كار نگرفتيم، ظلم كرديم،كوتاهى كرديم. اين كوتاهى ما هم ظلم است؛ هم ظلم به خود ماست - چون مورد مؤاخذهىالهى قرار ميگيريم - هم ظلم به كسانى است كه استحقاق اين را دارند كه از اينظرفيتها استفاده كنند و بهرهمند شوند. اگر بهرهمند نشدند، ما تقصير كرديم. گفتناين حرفها آسان است. عمل كردن و حركت كردن، دشوار است؛ احتياج به همتدارد. بدانيم هم كه خداى متعال به ما كمك ميكند. هر كسى كه دنبال يك هدفى باشدو نيرويش را به كار بگيرد، خدا كمكش ميكند. در كار دنيائى هم باشد، خداى متعال كمكميكند؛ «كلّا نمدّ هؤلاء و هؤلاء».(1) همان كسانى كه دنبال دنيا هستند، خدا ميگويدكمكشان ميكنيم. اگرچه وقتى مصروف دنيا شدند، ديگر از آخرت نصيبى نخواهند داشت. همآنهائى را كه دنبال آخرتند، كمك ميكنيم، هم آنهائى را كه دنبال دنيايند. آخرت همفقط نماز شب و دعا و ذكر و توسل و اينها نيست. البته اينها هم وسائل است؛ ليكن خدمتبه مردم، حضور در آنجائى كه لازم است، اينها همهاش كارهاى خدائى است. شماببينيد در صدر اسلام، آن كسانى كه ممدوح واقع شدند - حالا توى فرهنگ ما، بر طبقعقيدهى ما - بيش از آنچه كه به خاطر نماز و عبادتشان ممدوح واقع شدند، به خاطرموضعگيرىهاى سياسىشان، اجتماعىشان و مجاهدتشان ممدوح واقع شدند. ما ابىذر را،يا عمار را، يا مقداد را، يا ميثم تمار را، يا مالك اشتر را كمتر به عبادتشان مدحميكنيم. تاريخ، اينها را به آن مواضعى ميشناسد كه اين مواضع، تعيين كننده بود؛ حركتكلان جامعه را توانست هدايت كند، شكل بدهد و به پيشرفت اين حركت كمك كند. آنهائى همكه مذمت شدند، همين جور. خيلى از بزرگان كه مورد مذمت قرار گرفتند، به خاطر شرب خمرمذمت نشدند، به خاطر بىنمازى مذمت نشدند؛ به خاطر عدم حضور در آنجائى كه حضورشانلازم بود، مذمت شدند. تاريخ، اينجورى ثبت كرده؛ نگاه كنيد، ببينيد. پس كار خدا، كارمعنوى، كار توحيدى، منحصر نيست در نماز خواندن؛ اگرچه نماز رادستكم نبايد گرفت. نماز پشتوانهى همهى اينهاست. تلاوت قرآن، تدبر در قرآن، تضرع پيش خداى متعال،خواندن ادعيهى مأثور - صحيفهى سجاديه، دعاى امام حسين، دعاى كميل، بقيهى اينادعيهاى كه هست - اينها همهاش كمك كننده است؛ روان كنندهى حركت موتور وجود انساناست؛ كه اگر چنانچه شما با خدا انس داشتيد و ميان خودتان و خدا را درست و اصلاحكرديد، اين كارها را راحتتر انجام ميدهيد؛ با رغبت بيشتر، با شوق بيشتر انجامميدهيد. بنابراين كسى كه ميخواهد كار خدا را بكند، خداى متعال كمكش ميكند. كسىبخواهد كار دنيا را هم بكند، همين جور. اينهائى كه دنيا، يا مقام دنيا، يا پولدنيا، يا عيش دنيا، لذتهاى جنسى و امثال اينها برايشان هدف و غرض و مآل بود - كهحالا در دنيا نمونههايش را زياد مشاهده ميكنيد - اينها هم وقتى كه در راه همانهدفِ خودشان تلاش كردند، خدا كمكشان ميكند. كمك الهى به اين است كه وسائل را دراختيارشان ميگذارد. همت ميكنند، از اين راه ميروند، هدفشان هم فقط هدف مادى است؛لذا به آن هدف ميرسند. البته چون آن جانب اصلى را كه جانب معنوى و الهى و اخروىاست، نديده گرفتند، آنجا ضرر ميكنند؛ اما در اين قسمتى كه هدف گرفتند، پيشميروند. خوب، حالا شما آقايان و خانمهائى كه اينجا تشريف داريد، مسئولين هستيدو اين حرفهائى كه ما به شما عرض ميكنيم، حرفهائى است كه خود شماها به مردم ميگوئيد؛حرفهاى جديدى براى شماها نيست؛ تذكر است ديگر. انسان احتياج دارد به تذكر. دريادآورى، نتائج بزرگى هست كه در دانستن، آن نتائج نيست. خيلى چيزها را انسانميداند، اما بايد مرتب به انسان يادآورى بشود. توجه كنيم كه ما كجا هستيم، چه كارداريم ميكنيم، هدف چيست؟ هدف، اين يك شاهى صنار دنيا نيست كه ما به خاطر آن،وظيفهى بزرگ را فراموش كنيم و اهداف عالى را زير پا بگذاريم. هدف، مدح و تمجيد اينو آن نيست كه مثلاً فرض بفرمائيد چند صباحى به يك كرسىاى تكيه بزنيم، چهار نفرجلوى ما خم و راست بشوند يا اطاعت كنند. اينها كه براى بشر كوچك است. هدف، فلاحاست؛ نجاح است - «قد افلح المؤمنون»(2) - بايد آن را هدف گرفت. بايد به فكر زندگىحقيقى بود، كه اين زندگى حقيقى شروع خواهد شد؛ حالا دير يا زود، براى همهى ماها،چند روز ديگر، چند ساعت ديگر، چند سال ديگر؛ بالاخره آن زندگى حقيقى با مرگ مادى وجسمانى آغاز خواهد شد. هدف اين است كه آنجا را آباد كنيم؛ همهى اينها مقدماتاست. يكى از چيزهائى كه خيلى مهم است - چون حالا تقريباً همهى مسئولين قوا، ازهر سه قوه اينجا تشريف داريد - يكپارچگى در حركت است؛ ولو يكپارچگى در فكر و نظر وسليقه نباشد، كه نه ممكن است، نه آنقدر هم مطلوب است. اختلاف سلائق و اختلاف نظراتبه مباحثه مىانجامد، و مباحثه به كشف عرصههاى جديد منتهى ميشود. بنابراين ما هيچتوصيه نميكنيم كه حتماً همه در همهى مسائل يكسان فكر كنند؛ نه، اصلاً ممكن هم نيستو امكان ندارد. اختلاف در نظر و در سليقه و در فكر و در فهم، خودش از اول خلقت بشروسيلهاى شده است براى پيشرفت انسان. اما با وجود آن اختلافاتى كه وجود دارد،هماهنگى در حركت لازم است. اگر كاروانى باشد، افراد كاروان بين خودشان اختلافاتىداشته باشند، بحثى داشته باشند، دعوائى داشته باشند، مباحثهى علمى داشته باشند،مباحثهى سياسى داشته باشند، مباحثهى در مسائل گوناگون و روزمره داشته باشند، باهم هم بحث كنند - اين ايرادى ندارد - به نتيجه رسيدند، چه بهتر؛ به نتيجه همنرسيدند، نرسيدند؛ ايرادى ندارد؛ اما اين حركتى كه دارد انجام ميگيرد، متوقف نشود. اينجور نباشد كه اين مباحثه موجب بشود كه وسيلهى راهوارى كه زير پايشان است، اينرا از كار بيندازند، مشغول مباحثه شوند؛ يا احياناً بگويند حالا كه در اين مسئلهىعلمى به نتيجهى واحدى نرسيديم، پس تو از آن راه برو، من از اين راه؛ نه آقا، داريمميرويم؛ هدف مشخص است. سه قوه بايد اينجورى حركت كنند. دوستان عزيز! برادران وخواهران عزيز كه در سه قوه تشريف داريد! مراقب باشيد وحدت حركت، يكپارچگى در حركت ودر تصميمهاى بزرگ، حفظ شود؛ اختلافات به اختلافات در كار اساسى نينجامد. ما الانبرنامهى پنجم را در پيش داريم. برنامهى پنجم الزامات خيلى زيادى بر دوش همهگذاشته. البته وسط ميدان، طبعاً دولت است، كه مجرى است؛ اما دستگاه قوهى مقننه،دستگاه قوهى قضائيه، دستگاههاى جنبىاى كه وجود دارند، اينها همه، هم مسئولند، هممؤثرند. اگر بنا باشد كه سر قدم به قدم كارها و حرفها بگوئيم حالا كه اينجور شد، پسهيچى، همكارى نميكنيم، كار پيش نميرود. همكارى كنيد، كمك كنيد و براى آن كسى كه دروسط ميدان اجراء قرار دارد، تسهيلات فراهم كنيد. البته مصالح را در نظر بگيريد،ليكن كمك كنيد كه كار اجرائى بخوبى انجام بگيرد و پيش برود. من توصيهى مؤكددارم به همكارى دستگاههاى سهگانه و قواى سهگانه، تا بتوانيم انشاءاللَّهچشمانداز را تأمين كنيم. اهداف چشمانداز، اهداف خيلى مهمى است. البته اگر همتمضاعف كنيد، از آن اهداف، جلوتر هم ميرويد؛ اين ممكن است و هيچ استبعادى هم ندارد. الان مشاهده ميكنيم كه ما از زمانبندى فرضى در مورد اهداف چشمانداز، در بعضى ازبخشها جلو هم هستيم. ممكن است در بعضى از بخشها هم يك خرده عقب باشيم، اما در بعضىاز بخشها حتماً طبق آن زمانبندى فرضى كه انسان در ذهن دارد، جلو هم هستيم و مشكلىنداريم. ميتوان از آن اهداف جلوتر هم برويم. احتياج به اين معنا هست كه ما بتوانيمجلوتر برويم، بتوانيم حركت كنيم، تلاش كنيم. پس همت مضاعف لازم است. هم درزمينههاى اخروى، هم در زمينههاى دنيوى بايد تلاش كرد. دوستان در زمينههاى فردى وارتباطات خود با خدا هم هرچه ميتوانند، همت و كار را مضاعف كنند؛ اين هم به دستغفلت و فراموشى سپرده نشود. مسائل شخصى و فردى - آنچه كه بين هر كسى با خداست - خيلى اهميت دارد. اگر وارد بشويم و با اين چيزها انس پيدا كنيم، انشاءاللَّه خداىمتعال هم بيشتر كمك خواهد كرد؛ كمااينكه تا الان هم خداى متعال به ما خيلى كمككرده. مسائل فرهنگى هم خيلى مهم است. فرهنگ عمومى خيلى مهم است. چهرهى دينى درزندگى عمومى مردم خيلى مهم است. چهرهى دينى و ظاهر دينى - كه البته انشاءاللَّه خبر از باطن خواهد داد - خيلى حائز اهميت است. خوب، بايد تشكر هم بكنيم ازبرادرانى كه در ايام تعطيلات نوروزى خيلى تلاش كردند؛ از نيروى انتظامى بگيريد، تاصدا و سيما، تا دستگاههاى بهدارى و بيمارستانها و اورژانسها و چه و چه. دستگاههاىگوناگون خدمات زيادى را متقبل شدند، براى اينكه مردم بتوانند آسايش خودشان را داشتهباشند. در بخشهاى دولتى، در بخشهاى گوناگون، تلاشهاى خيلى خوبى انجام گرفت. واقعاًبعضى همت كردند، كار كردند، براى مردم آسايش و شادى و راحتى و امنيت را حفظ و تأمينكردند؛ اينها خيلى باارزش است. و چقدر خوب است كه دستگاههاى رسمى، كار خود رااز همان اوان اتمام تعطيلات رسمى شروع كنند. خوشبختانه بعضىها خيلى تلاش كردند،خيلى حضور داشتند. از اول روزهاى فروردين كه ماها در تعطيلات بوديم، ميديديمبعضىها تلاش ميكردند، بودند، حضور داشتند، كارهاى خوبى انجام ميگرفت. هرچه بتوانيدفرهنگ كار و تلاش و حضور در عرصهى كار و سنگر كار را گسترش بدهيد، خيلى خوب است؛اين به حركت جامعه و نشاط جامعه كمك خواهد كرد. اميدواريم انشاءاللَّه خداوندمتعال به همه توفيق بدهد، همهتان را تأييد و كمك كند. انشاءاللَّه اين مسئلهىهدفمند كردن يارانهها هم كه حالا شنيدم باز يك توافقهائى دارد صورت ميگيرد، بهبهترين شكل توافقى صورت بگيرد و كارهاى خوبى انجام شود و مردم بتوانند طعم تدابيرشماها و تلاش شماها را انشاءاللَّه بچشند و بهره ببرند. والسّلام عليكم ورحمةاللَّه و بركاته
1) اسراء: 20 2) مومنون: 1 |
|
Last Updated on شنبه ، 28 فروردين 1389 ، 15:03 |